تبليغاتX
دوستت دارم برای خودت
دوستت دارم برای خودت
صدایم کن

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است

 صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد

 صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام

 تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريغت را نثارم كني

|+| دلنوشته های سبا در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 16:7 |

عــشق گوش دادن نيست

بلكه درك كردن اســـت

 فراموش كردن نيست

 بلكه بخشيدن است

 عــشق ديدن نيست

 بلكه احساس كردن اســـت

 عــشق جا زدن و كنار كشيدن نيست

 بلكه صبر كردن و ادامه دادن

|+| دلنوشته های سبا در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 16:6 |

صدای قلبم
ميخواستم اسمتو روی سينم خالکوبی کنم

 اما ترسيدم صدای قلبم تو رو اذيت کن

|+| دلنوشته های سبا در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 16:4 |

آرامش

کاش تو ای آسمان من

دل آبی ات ابری شود

و از گونه هايت اشک بريزد

 تا شايد قطره ای از اشکهايت بر گونه من بريزد

تا احساس آرامش وعاشقی کنم

|+| دلنوشته های سبا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 11:8 |

فاصله
ای مهتاب آسمان شبهای دلتنگی من

 با اين فاصله ای که بين من و تو ميباشد

چگونه پاک کردن آن اشکهای روی گونه درخشانت ميسر است؟

ای آسمان آبی من، بين من و تو فاصله ای است

پس چگونه دستم را بر روی گونه نازنينت بکشم

 و تو را نوازش کنم؟

|+| دلنوشته های سبا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 11:7 |

شبهای بی ستاره

وقتی تو نيستي گويا هوا بارانی است

و انگار تا هميشه بايد در پی چشمان تو ستاره های جاده را سوراخ كنم

و چه طولانی است اين شبهای بی ستاره جاده

|+| دلنوشته های سبا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 11:6 |

ده روز از رفتنت می گذره و تو ده روز من به اندازه ده سال تنهايی رو حس کردم نبودنت برام مثل يه کابوس ؛ روزها بی تو سردتر از هميشه سپری ميشه پاييز برای من خيلی وقت شروع شده : بهار من کجايی
|+| دلنوشته های سبا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 11:4 |

وقت خداحافظی بودو من سر رات اومدم با گریه های عاشقی اسم تو فریاد میزدم دادمیزدم عشق منی سفر نکن سفرنکن ازغمو گریه های من عالمو با خبر نکن
|+| دلنوشته های سبا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 11:3 |

دلم تنگه

دلم برات تنگه  توی این روزهای خاکستری و ابری

وقتی که نسیم به صورتم میخوره

دستهام دستهای تورو میخوان

تا منو از میون این روزگارشلوغ رد کنی 

محو بشم ... نیست بشم

از میون آدمهایی که منزلت عشق رو نچشیدن 

یا چشیدن و قدرشو نمیدونن

|+| دلنوشته های سبا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 10:51 |

من می خوام ببینمت
من میخوام ببینمت بازم نمیشه دل من بدون تو غرق آتیشه عزیزم دلم دیگه طاقت نداره چطوری بدون تو دووم بیاره شبا عاشقت بی تو توی عذابه نمی تونه اون بی تو راحت بخوابه واسه دیدنت داره همش می کوشه عزیزم با تو بودن که آرزوشه عزیزم خیلی دلم تنگه برات تشنه ام تشنه ی آهنگ صدات کی میشه بیای اینجا پیشم بمونی تو آهنگه دلتنگی هامو فقط میدونی
|+| دلنوشته های سبا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 10:47 |

ای بداد من رسیده تو روزای خود شکستن

ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من

ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید

تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشید

اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی

برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی

|+| دلنوشته های سبا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 10:45 |

دوست دارم اشک باشم

نشینم گوشه چشمت

تا اگر افتادم بر زمین

ببوسم خاک پایت

|+| دلنوشته های سبا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 10:16 |

شراب را دوست دارم چون رنگ خوناست

خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد

رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد

قلب را دوست دارم چون جايگاه توست

|+| دلنوشته های سبا در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 10:14 |

نه ستاره نه آفتاب
اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي
|+| دلنوشته های سبا در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 9:47 |

به هم نمی رسیم
تكيه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم

 ما كه به هم نميرسيم... بسه ديگه! بذار برم

كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم

 يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم

من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها

نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها

من عاشقم...همينو بس! غصه نداره...بي كسيم!

قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم

|+| دلنوشته های سبا در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 9:43 |

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
www.iroweb.com

onLoad and onUnload Example