تبليغاتX
دوستت دارم برای خودت
دوستت دارم برای خودت
راجع به قالب جدید نظر بدین خواهشا می خوام بدونم به نظر شما هم این وبلاگ قشنگه؟
|+| دلنوشته های سبا در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 10:58 |

اعترافنامه سبا

 این پستمو واسه خاطر یه عزیز می نویسم پس ...

اعتراف چه واژه غریبی چیزی که مدتهاست بهش فکر نکردم و اولین اعترافم اینه که تاحالا اعتراف نکرده بودم ...

یادمه کوچیک بودم همش از تنهایی می ترسیدم همش دوست داشتم یه نفر کنارم باشه ولی از اونجایی که هم مادرم کار داشت هم پدرم معمولا تنها بودم مگر اینکه کاری می کردم که توجهشونو به خودم جلب می کردم حالا از هر راهی. وقتی مدرسه می رفتم چون پدرم به درس اهمیت می داد همش سعی می کردم اشتباه کنم که بابام بالا سرم باشه از اینکه واسه یه نفر مهم باشم خوشم می اومداز اینکه یه نفر وقتشو واسه من بزاره لذت می بردم تا اینکه ۱۰ ساله شدم و با مینا دوست شدم مینا شد مونسم واسش اینقدر مهم شدم که ۱ سال به خاطر من از زندگیش عقب افتاد تا من احساس ناراحتی نکنم آخه من واسه دانشگاه مجاز نشدم به همه می گفت از رتبش خوشش نیومده واسه همین انتخاب رشته نکرده بعد ها واسه افرادی که اطلاع دقیقی از گذشتش نداشتن ناراحتیه قلبیشو دلیل آورد الان که مینا نیست بیشتر می فهمم که مینا کی بود  من خودمو با مینا معرفی می کردم و به اعتبار اون من اعتبار داشتم اصولا آدم قوی نبوده و نیستم واسه همینه که کم آوردم... 

و اعتراف آخرم اینه که امتخانات این ترمو گند زدم

امیدوارم دوست عزیزم حالا از من راضی شده باشه.

با عرض پوزش از اونایی که این پستو با غلط املایی خوندن آخه به هوای امتحانا عجله کردم

|+| دلنوشته های سبا در یکشنبه یکم بهمن 1385 ساعت 11:49 |

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
www.iroweb.com

onLoad and onUnload Example